web analytics

دانلود

دانلود رایگان گام به گام دهم تمامی دروس و تمامی رشته ها


گام به گام دهم pdf – نبض کنکور

www.nabzkonkur.ir/tag/گامبهگامدهم-pdf/

Translate this page

دانلود گام به گام تمام دروس پایه دهم. سلام به همه دانش آموزان پایه دهمی امروز با یه سورپرایز در خدمتتان هستیم اونم گام به گامکل دروس پایه دهم که این دروس عبارتند:آمادگی …

دانلود گام به گام کلاغ سپید دهم – نبض کنکور

www.nabzkonkur.ir/…/دانلودگامبهگام-کلاغ-سپید-…

Translate this page

دانلود گام به گام تمام دروس پایه دهم. سلام به همه دانش آموزان پایه دهمی امروز با یه سورپرایز در خدمتتان هستیم اونم گام به گامکل دروس پایه دهم که این دروس عبارتند:آمادگی …

گام به گام ریاضی دهم ( رشته تجربی و رشته ریاضی) – نبض کنکور

www.nabzkonkur.ir/…/گامگام-ریاضی-دهم-رشته-تجر…

Translate this page

Sep 27, 2016 – دانلود رایگان گام به گام ریاضی و آمار دهم با پی دی اف که جواب همه تمرین ها و فعالیت های کتاب درسی ریاضی پایه دهم در آن آورده شده هست ما این مجموعه را …

دانلود رایگان گام به گام دهم – کلاس دهم

gama20.ir/tag/دانلود-رایگان-گامبهگامدهم

Translate this page

گام به گام دروس طلایی پایه دهم شامل پاسخ تمام دروس دهم ،دانلود رایگان نمونه سوالات ریاضی دهم،گام به گام دهم،دروس طلاییدهم،کلاس دهمريالسکوی دهم،جواب ریاضی دهم,دانلود …

گام به گام دروس طلایی پایه دهم شامل پاسخ تمام دروس دهم

www.10omiha.ir › دسته‌بندی نشده

Translate this page

Mar 16, 2016 – گام به گام دهم پاسخ تمام سوالات تمام کتاب های پایه دهم را داراست و کمک شایانی به درس و رتبه … بعد از پرداخت مستقیما به صفحه دانلود منتقل شدید !

کتابهای درسی و گام به گام دهم، یازدهم و دوازدهم | Gama.ir

gama.ir/page/show/49

Translate this page

کتابهای درسی دوره دوم متوسطه را در این صفحه می توانید دانلود کنید. … راهنمای گام به گام نگارش (1) پایه دهم رشته تجربی، رشته علوم انسانی و رشته ریاضی …

دانلود گام به گام عربی دهم – دانش آموزی

daneshamoozi.xyz/tag/دانلودگامبهگام-عربی-دهم

Translate this page

دانلود با لینک مستقیممنبع : کانال پایه دهمفرمت : PDFبرای پيوستن به کانال سايت کليک کنيد.,دانلود گام به گام عربی دهم.

گام به گام ریاضی دهم رشته علوم تجربی

www.riazidahom.ir/…/گامبهگام-ریاضی-دهم-رشته-عل…

Translate this page

دانلود کتاب ریاضی دهم 95 با جواب,گام به گام ریاضی دهم,گام به گام ریاضی دهم با جواب,کتاب ریاضی دهم با جواب,حل تمرین کتاب ریاضی دهم,حل تمرین کتاب ریاضی دهم …

دهمی ها • مرجع تخصصی کلاس دهم – مطالب ابر دانلود رایگان گام به گام دهم

dahomiha.ir/…/دانلود%20رایگان%20گام%20به%20گا

Translate this page

دانلود گام به گام دهم · Nima Akbarzade · دانلود ها،; یکشنبه 2 خرداد 1395 ساعت 11:12 ق.ظ. دانلود گام به گام دهم برای اولین بار به صورت اختصاصی در وب سایت دهمی ها.

مجموعه کتاب های گام به گام دهم فنی و حرفه ای – انتشارات چهارخونه

4khooneh.org/gambgam-dahom.html

Translate this page

کتاب های راهنمای گام به گام فنی حرفه ای پایه دهم هنرستان انتشارات چهارخونه رشته های معماری شبکه و نرم افزار رایانه حسابداری گرافیک الکترونیک الکتروتکنیک …

PDF گام به گام کامل فیزیک پایه دهم – امتحان اول

quizone.ir/بایگانی/1808

Translate this page

Oct 25, 2016 – برای دانلود به ادامه مراجعه کنید. … این گام به گام کامل است و کل کتاب فیزیک را شامل می شود. fizik-10 … نمونه سوال درس یک عربی زبان قرآن پایه دهم » …

دانلود رایگان گام به گام ریاضی دهم ( رشته تجربی و رشته ریاضی )

www.amirreza256.ir/گامبهگام-ریاضی-دهم–رشته-تج…

Translate this page

Sep 18, 2016 – دانلود رایگان گام به گام ریاضی دهم ( رشته تجربی و رشته ریاضی ) به آدرس های زیر مراجعه کنید. دانلودرایگان حل تمرین کتاب ریاضی دهم رشته …

دانلود رایگان گام به گام زبان دهم

3ed.ir/tag/دانلود-رایگان-گامبهگام-زبان-دهم

Translate this page

دانلود گام به گام کتاب زبان انگلیسی 1 پایه دهم. … برچسب ها : دانلود گام به گام کتاب زبان انگلیسی 1 پایه دهم , گام ب گام زباندهم , دانلود رایگان گام به گام زبان دهم …

کلاس هشتم – دانلود رایگان گام به گام هشتم

8omi.blogfa.com/post/1

Translate this page

کلاس هشتم – دانلود رایگان گام به گام هشتم – وبلاگی برای هشتمی ها.

نمونه سوال امتحان نوبت اول | وبسایت پایه دهم | کلاس دهم | دهم متوسطه | پایه دهم

همکاری با ماجهت همکاری در سایت دهم به ایمیل hamkari@10om.ir مشخصات خود را ارسال کنید. شما می تونید خیلی راحتبه همکلاسی هایتان در تمام ایران کمک کنید. ads …

دانلود رایگان گام به گام پایه هشتم

peirovelayat95.cloudsite.ir › دسته‌بندی نشده

Translate this page

۲۸ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش. – گام به گام پایه هشتم گام به گام پایه هشتم منبع : gade8.blog.ir توجه : برای اجرا حتما باید نرم افزار xps را داشته باشید . … میشه این گام به گامو به …

گام به گام کتاب نگارش پايه دهم – فاز2ناز |مجله تفریحی سرگرمی

faz2naz.ir/گامبهگام-کتاب-نگارش-پايه-دهم.html

Translate this page

Dec 19, 2016 – دانلود گام به گام دروس طلایی پایه دهم، دانلود گام به گام پایه دهم،دانلود گام . فصلهای کتاب . 6. گام به گامدرس نگارش پایه دهم| ویکی پدیا فارسی

گام به گام پایه هشتم :: پایه ی هشتم

grade8.blog.ir/1393/08/28/گامبهگام-پایه-هشتم

Translate this page

Nov 19, 2014 – گام به گام پایه هشتم گام به گام پایه هشتم منبع : gade8.blog.ir توجه : برای اجرا … کنید بعد بر روی دانلودفایل کلیک کنید و شروع به دانلود کنید.

دانلود گام به گام دروس طلایی پایه دهم

dahoom.rozblog.com/…/دانلودگامبهگام-دروس-طلای…

Translate this page

خوب تیم کلاس دهمیا هم اومده یه کمکی به دانش آموزش پایه دهم بکنه به همین خاطر قصد آماده کردن گام به گام پایه دهم و انتشار اون رو داره. دوست…,دانلود گام به گام دروس طلایی …

وب سایت مهندس پاک نیت| گام به گام رشته ماشين ابزار(فني و حرفه اي …

www.e-pakniyat.ir/?id=4426

Translate this page

لینک دانلود راهنماي گام به گام ماشين ابزار پايه دهم هنرستان- چهارخونه. بخش هایی از کتاب را می توانید از لینک زیر دانلود و مطالعه نمایید: لینک دانلود …

وب سایت مهندس پاک نیت|گام به گام رشته مكانيك خودرو(فني و حرفه اي …

e-pakniyat.ir/?id=4453

Translate this page

لینک دانلود راهنماي گام به گام مكانيك خودرو پايه دهم هنرستان- چهارخونه. بخش هایی از کتاب را می توانید از لینک زیر دانلود و مطالعه نمایید: لینک دانلود …

وب سایت مهندس پاک نیت| گام به گام رشته شبكه و نرم افزار رايانه (فني و …

www.e-pakniyat.ir/?id=4427

Translate this page

عنوان کتاب:راهنماي گام به گام شبكه و نرم افزار رايانه پايه دهم هنرستان- چهارخونه. نویسنده:گروه … بخش هایی از کتاب را می توانید از لینک زیر دانلود و مطالعه نمایید:.

وبلاگ دهم – دانلود گام به گام نهم

9home.mihanblog.com/post/132

Translate this page

Dec 3, 2015 – دانلود گام به گام نهم ، ما برای اماده کردن این زحمت زیادی کشیدیم و نمی توانیم آن را رایگان در اختیار شما بگذاریم قیمت این کتاب در بازار 20 هزار تومان …

دانلود گام به گام منتشران پایه دهم رشته انسانی – درسینا

www.darsina.ir › کلاس هشتم

Translate this page

Oct 1, 2016 – راهنمای گام به گام دروس دهم انسانی. مولف: گروه مولفان منتشران; ۸۰۰۰۰ ریال (ایبوک); چاپ اول – ۱۳۹۵; ۷۰۴صفحه. دانلود در ادامه مطلب. دانلود گام به گام …

دانلود گام به گام ریاضی هشتم

sobhan1352.ir/دانلودگامبهگام-ریاضی-هشتم/

Translate this page

Nov 13, 2016 – سلام امروز از چند جای اینترنت گام به گام های کلاس هشتم مخصوص درس ریاضی رو پیدا … ۲, حل مسائل فصل۲ ریاضی۸(حساب عددهای طبیعی), دانلود PDF …

مبـــــــتکران نـــــت – گام به گام

mobtakeranet1.blogfa.com/tag/گامبهگام

Translate this page

راهنمای گام به گام فارسی (1) پایه دهم رشته تجربی، رشته علوم انسانی و رشته ریاضی. راهنمای گام به گام … سیر تحول سلاح ها · دانلود پاورپینت زندگی نامه شهید کاوه …

دانلود گام به گام هشتم برای اندروید – بلاگ نیوز

vestan.rzb.h5h.ir/post541975.html

Translate this page

دانلود گام به گام دروس طلایی,گام به گام پایه هشتم,دروس طلایی برای پایه هشتم,دانلود کتاب دروس طلایی پایه هشتم,گام به گام تمام پایه ها,دانلود PDF گام به گام دروس .

گام به گام کتاب زبان انگلیسی 1 پایه دهم برای دانلود – مدرسه 20

www.madrese-20.ir/253

Translate this page

Oct 26, 2016 – دانلود گام به گام کتاب زبان انگلیسی پایه دهم,گام به گام کتاب زبان انگلیسی پایه دهم,آموزش کتاب زبان انگلیسی 1 پایه دهم,پایه دهم,زبان انگلیسی …

دانلود رایگان گام به گام فیزیک پایه دهم آبان 95 – جزوه

konkuru.ir/دانلود-رایگان-گامگام-فیزیک-پایه-دهم/

Translate this page

Oct 21, 2016 – دانلود رایگان گام به گام فیزیک پایه دهم دانلود رایگان حل المسائل فیزیک پایه دهم شامل تمام مسائل و فعالیت هابه صورت کامل .گام له گام فیزیک پایه …

دانلود کتاب گام به گام دروس پایه دهم (رایگان) – ایران خبر

irankhabar.binblog.ir/post/152

Translate this page

Oct 7, 2016 – دانلود کتاب گام به گام دروس پایه دهم (رایگان) در ایران خبر. کليپ + تصوير + دانلود . + فيلم. خبر. جديد.

فایل درسی | پاسخ فعالیت،کاردرکلاس و تمرین های ریاضی هشتم (گام به …

www.filedarsi.ir/gam-be-gam-hashtom/

Translate this page

May 8, 2016 – دانلود پس از پرداختتیم فایل درسی این امکان را فراهم نموده تا پس از خرید … امیدواریم که از روی گام به گامهشتم رونویسی نکنید و صرفا برای رفع …

دانلود گام به گام زبان انگلیسی دهم – سکوی دهم

sakoye10.rzb.ir/tag/گامبهگام-زبان-انگلیسی-دهم

Translate this page

دانلود گام به گام زبان انگلیسی دهم,گام به گام زبان انگلیسی دهم.

گام به گام فصل سوم 3 فیزیک پایه دهم ( رشته ریاضی و رشته تجربی )

www.websiteirani.ir/…/گامبهگام-فصل-سوم-3-فیزی…

Translate this page

Oct 17, 2016 – راهنمای گام به گام فیزیک (۱) پایه دهم رشته تجربی و رشته ریاضی … … دانلود جزوه هندسه 2 سوم تجربی و ریاضی – فصل 1, 1395-01-31, 1.97 … گام به …

دانلود حل مسائل کامل ریاضی پایه هشتم – گنجینه دانش

www.ganjinedanesh.ir/…/272-دانلود-حل-مسائل-کامل-ر…

Translate this page

Feb 8, 2016 – گام به گام کامل و عالی برای حل مسائل ریاضی پایه هشتم متوسطه اول را با کلیک بر روی آیکن سبز در سمت چپ جدول رایگان دانلود کنید.

دانلود گام به گام فصل اول کتاب جدید ریاضی دهم رشته انسانی – آموزگاران

amozgaran.blogfa.com/post/3

Translate this page

تدریس خصوصی دبستان – دانلود گام به گام فصل اول کتاب جدید ریاضی دهم رشته انسانی – … برچسب‌ها: تدریس خصوصی ریاضی پایه دهم رشته انسانی, تدریس خصوصی …

گام به گام دروس طلایی دهم رشته انسانی کاگو | بانک کتاب پایتخت

https://www.paytakhteketab.com/…/گامبهگام-دروس-…

Translate this page

فروش کتاب گام به گام دروس طلایی پایه دهم رشته انسانی | انتشارات کاگو چاپ ۱۳۹۵ … زیر کلیک کنید تا قسمتی از این کتاب رابه صورت کاملا رایگان دانلود کنید.

کتاب‌های سری کلاغ سپید

book.gaj.ir/Book/Series/24

کتاب‌های کلاغ سپید در سه مجموعه منتشر شده است: راهنمای گام به گام برای پاسخ‌گویی به تمام سوالات کتاب درسی منتشر شده‌است. این کتاب‌ها دارای … 12کتاب دهم (رشته ریاضی و تجربی). قیمت: 28,000 تومان … رایگان دریافت کنید. دانلود اپلیکیشن گاج …

دانلود کتاب گام به گام کل دروس دوم دبیرستان سال 95 – دانلود جدید 95

ghati-pati.ir › جدید 95

Translate this page

دانلود کنید. … گام به گام کتاب های درسی پایه دهم رشته تجربی و ریاضی ¤¤¤¤ … … Nov 11, 2015 – دانلود کتاب گام به گام منتشران دوم دبیرستان رشته ریاضی …

دانلود پی دی اف گام به گام دهم تجربی – سایت بلاگ ساز منبع انواع اخبار …

sazblog.ir › دسته‌بندی نشده

Translate this page

گام به گام کلاغ سپید پایه دهم برای رشته تجربی و ریاضی فیزیک را در این مطلب آماده و به صورت رایگان برای دانلوددانلودرایگان گام به گام ریاضی و آمار دهم + PDF.

دانلود گام به گام دهم | فارس نتورک

www.farsnetwork.net/store/tag/دانلودگامبهگامدهم

Translate this page

Dec 7, 2016 – دانلود گام به گام دهم. گام به گام دهم کلاس دهمیا جواب فعالیت های فصل اول زیست دهم برای رشته تجربی را بهصورت رایگان آماده دانلود کردیم! فصل زیست …

دانلود کتاب گام به گام دروس پایه دهم (رایگان)

irani-mag.parvazcloob.ir/page-545043.html

Translate this page

دانلود ترجمه مقاله مقایسه اینورترهای 3و9 سطحی تقویت کننده درایوهای … ترکی | تست شیمی دهم | دانلود اهنگ جدید ترکی اذری ابرو با نام ببنیم نارین نارین یاریم با …

دانلود گام به گام دهم بایگانی | آکادمی کنکور تیس

daneshgahtehraniha.com/tag/دانلودگامبهگامدهم/

Translate this page

مکان کنونی شما::صفحه اصلی/برچسب:دانلود گام به گام دهم … جزوه زیست پایه دهم فصل اول باز هم یک سورپرایز فوق العاده ی دیگه برای بچه های گل دهمی امروز جزوه زیست …

دانلود گام به گام کلاغ سپید پنجم

www.emshabdownload.ir/…/دانلودگامبهگام-کلاغ-س…

Translate this page

۲۹ مهر ۱۳۹۵ ه‍.ش. – برای دانلود پاسخ فصل اول زیست کلاس دهم به ادامه مطلب مراجعه کنید. ۲۳. مهر … دانلود رایگان کتاب کلاغ سپید کلاس دهم ( رشته ریاضی و تجربی ). گام .

کتاب گام به گام علوم هشتم – PicoFile.com

s5.picofile.com/…/کتاب_گام_به_گام_علوم_هشتم.pdf….

Translate this page

نام فایل. کتاب گام به گام علوم هشتم.pdf. حجم فایل, 829 KB. تعداد دانلود, 4654. تاریخ انتشار, 1393/08/29 12:51 PM. تاریخ آخرین دانلود, 1395/10/29 12:21 AM.

گام به گام رشته حسابداری – همیاربوک برنامه اندروید گام به گام دوره متوسطه

hamyarbook.ir/tag/گامبهگام-رشته-حسابداری/

Translate this page

برنامه اندرویدی گام به گام همیاربوک … دانلود حل مسائل کتاب درسی در اندروید, دانلود گام به گام دبیرستان برای اندروید, … گام به گام دروس فنی و حرفه ای در همیاربوک.

دانلود گام به گام فارسی نوشتاری ششم ابتدایی

www.tootifun.ir/…/دانلودگامبهگام-فارسی-نوشتاری…

Translate this page

Jan 7, 2017 – دانلود کتاب گام به گام دروس پایه دهم (رایگان)| ویکی پدیا فارسی …. دانلود رایگان کتاب گام به گام ششم ابتدایی و دبستان – … iraniax.ir › دانلود 95 .

خرید گام به گام پایه هفتم ، هشتم و نهم

up.madresecopy.ir/view/…/gam%20be%20gam.html

Translate this page

برای خرید کتاب های گام به گام پایه هفتم-هشتم-نهم می توانید از درگاه زیر اقدام نمایید. بعد از پرداخت مبلغ صفحه دانلود برای شما باز خواهد شد و به راحتی می توانید فایل …

دانلود رایگان گام به گام ریاضی دهم ( رشته تجربی و … – بهترین های روز ایران

www.bestofday.ir/reader/text/201609181233091606

Translate this page

Sep 18, 2016 – دانلود رایگان گام به گام ریاضی دهم ( رشته تجربی و رشته ریاضی ) سایت دانش آموزان قره چپق.

دانلود گام به گام ریاضی دهم

networkclick.ir/2016/12/…/دانلودگامبهگام-ریاضی-د

Translate this page

برای دانلود گام به گام ریاضی پایه دهم رشته(تجربی.ریاضی)اینجا کلیک کنین. نویسنده pcmارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۹۵ برچسب‌ها دانلود گام به گام ریاضی تجربی, دانلود …

رحیمی مدرس ریاضیات کنکور – دانلود گام به گام ریاضی دهم

web-math.blogfa.com/tag/دانلودگامبهگام-ریاضی-دهم

Translate this page

دانلود گام به گام فصل اول ریاضی دهم رشته تجربی و ریاضی جدید چاپ ۹۵. روی تصویر کلیک کنید: دانلود رایگان حل تمرین فصل اول ریاضی دهم تجربی و ریاضی چاپ ۹۵ …

گام به گام فیزیک دهم ( فصل دوم | رشته ریاضی و تجربی )

www.danesh-khanevadeh.ir/…/گامبهگام-فیزیک-دهم

Translate this page

Nov 19, 2016 – دانلود کتاب هندسه 1 دهم رشته ریاضی و فیزیک 95 با جواب,گام به گام هندسه 1 دهم رشته ریاضی و فیزیک,گام به گام هندسه … تدریس خصوصی ریاضی دهم …

یارآموز – دانلود گام به گام نهم

yaramouz.blogfa.com/tag/دانلودگامبهگام-نهم

Translate this page

گام به گام نهم آماده شد پس از چند روز… این کتاب کامل کامل است. ما برای آماده این کتاب زحمت های زیادی کشیدیم برای همین نمیتوانیم این کتاب را رایگان انتشار کنیم.

دانلود کتاب گام به گام دهم – تبلیغات متنی شما

irankhabar95.rzb.emeg.ir/post529828.html

Translate this page

دانلود استیکر اسم بهزاد برای تلگرام · دانلود استیکر اسم برنا برای تلگرام … مرجع دانلود فیلم و سریال | پاراداکس دی ال · دینامیک سیالات محاسباتی تهران جنوب …

دانلود کتاب گام‌به‌گام کار با چوب

booktolearn.com/?p=6459

Translate this page

May 5, 2015 – گام به گام کار با چوب” عنوانی دیگر از سری پرفروش کتاب‌های گام‌به‌گام انتشارات DK … دانلود کتاب (لینک کمکی) … مجموعه دهم مجلات صنایع چوب …

دانلود گام به گام جغرافیای ایران دهم – انجمن علم آموز

www.elmamoz.com/…/دهم/197-دانلودگامبهگام-جغرا…

Translate this page

Dec 14, 2016 – گام جغرافیای ایران دهم. دانلود گام به گام جغرافیای ایران دهم. دانلود گام به گام جغرافیای ایران دهم -پاسخ تمامی پرسش های اخر فصل و سوالات متن کتاب.

دانلود گام به گام زیست شناسی رشته تجربی پایه دهم – انجمن علم آموز

www.elmamoz.com/…/دهم/215-دانلودگامبهگام-زیس…

Translate this page

Dec 30, 2016 – گام به گام زیست شناسی رشته تجربی پایه دهم -جزوه کامل و پاسخ تمامی پرسش های کتاب. دانلود گام به گامزیست شناسی رشته تجربی پایه دهم.

دانلود گام به گام شیمی دهم ریاضی و تجربی با فرمت pdf | طراحی محیطی

envidesign.ir › کتاب ، جزوه

Translate this page

Dec 23, 2016 – دانلودگام به گام شیمی دهم رشته ریاضی و تجربی … دریافت فایل … کلمات کلیدی: تجربیدانلوددهمریاضیشیمیشیمی دهمگام به گام · دانلود گام به گام …

دانلود گام به گام ریاضی دهم – مشاوره تحصیلی و برنامه ریزی درسی نام آوران

namavaran3.persianblog.ir/…/دانلود_گام_به_گام_ریا…

Translate this page

مشاوره تحصیلی و برنامه ریزی درسی یکی از مهمترین عوامل موفقیت تحصیلی دانش آموزان، برنامه ریزی درسی صحیح و مشاورهگام به گام است.دراین راستا ، آموزشگاه علمی …

فروشگاه شبکه اینترنتی فرهنگ TV دانلود گام به گام فیزیک دهم ریاضی …

farhanghgraphic.sellfile.ir/prod-704498-دانلود+گام+ب

Translate this page

دانلود گام به گام فیزیک دهم ریاضی و تجربی با فرمت pdf – تعداد صفحات: 149. اشتراک بگذارید: گزارش مشکل/شکایت. پرداخت اینترنتی – دانلود سریع – اطمینان از …

فروشگاه شبکه اینترنتی فرهنگ TV دانلود گام به گام ریاضی دهم ریاضی …

farhanghgraphic.sellfile.ir/prod-705856-دانلود+گام+ب

Translate this page

دانلود گام به گام ریاضی دهم ریاضی و تجربی با فرمت pdf تعداد صفحات:311. اشتراک بگذارید: گزارش مشکل/شکایت. پرداخت اینترنتی – دانلود سریع – اطمینان از خرید …

گام به گام ریاضی دهم – نمناک | پرتال اطلاع رسانی

namnak.ruzblog.com/post92.php

Translate this page

گام به گام ریاضی دهم , گام به گام پایه دهم, گام به گام ریاضی پایه دهم, پاسخ تمرینات ریاضی دهم, پاسخ تمرینات ریاضی پایه دهم,گام به گام دهم, راهنمای گام به گام دهم, دانلود …

پایه ی دهم (آوای خوزستان ) – دانلود گام به گام فصل اول هندسه دهمجدید رشته …

asgharbojari10.blogfa.com/post/2

Translate this page

پایه ی دهم (آوای خوزستان ) – دانلود گام به گام فصل اول هندسه دهمجدید رشته ریاضی چاپ ۹۵ روی تصویر کلیک کنید:/ دانلودحل تمرین کتا – سوالات آزمون کلاس اول ابتدایی …

دانلود گام به گام منتشران پایه دهم رشته انسانی – کلاس هشتم

www.class8om.loxblog.com/…/دانلود%20گام%20به%…

Translate this page

Oct 1, 2016 – بازدید : 690. دانلود گام به گام منتشران پایه دهم رشته انسانی. دانلود گام به گام پایه دهم رشته انسانی. دانلود گام به گام پایه دهم. ۱-۵_۳_icudkms …

دانلود آموزش گام به گام تحلیل تقریبی یک دهم دهانه – Page 1 – مای سیویل

www.mycivil.ir › … › لیست دروستحلیل سازه

Translate this page

Jul 1, 2014 – 1 post – ‎1 author

دانلود آموزش گام به گام تحلیل تقریبی یک دهم دهانه ….. دانلود آموزش گام به گام تحلیل تقریبی یک دهم دهانه [تصویر: 62q6unpe9fld7z9ru20.gif] …

کنکور

زندگی معلمی که هر روز دانش آموز معلولش را در آغوش می‌گیرد و به مدرسه می‌برد · آخرین مهلت ثبت‌نام در هشتمین المپیاد ….. جمع بندی فصل اول دروس اختصاصی سال دهم.

گام به گام دهم :: کلاس دهمیا

10class.ir/category/گامبهگامدهم/

Translate this page

جواب فعالیت های فصل اول زیست دهم برای رشته تجربی را به صورت رایگان آماده دانلود کردیم! فصل 1 زیست شناسی فقط یه فعالیت داشت! اما حیف بود پاسخ همینم نذاریم …

ادامـــــــه مـطـلب

دانلود تمامی قسمت های سریال ماه پیکر با دوبله فارسی + زیرنویس و زبان اصلی


ریال ترکی ماه پیکر داستان قسمت آخر سریال ماه پیکر

سریال ماه پیکر Kösem Sultan اخیرا ساخته و در حال پخش می باشد که این سریال داستان زندگی ماه پیکر یکی از زنان تاریخ ترکیه می باشد . در زیر بیوگرافی ماه پیکر و همچنین داستان سریال ماه پیکر را مشاهده میفرمایید .

کوسم سلطان kosem sultan

ماه پیکر کیست ؟

ماه پیکر یا کوسم سلطان (به ترکی استانبولی: Kösem Sultan ) متولد حدود ۱۵۹۰ – درگذشته در ۳ سپتامبر ۱۶۵۱

نام کامل به ترکی استانبولی: Devletlu İsmetlu Mahpeyker Kösem Valide Sultan Aliyyetü’ş-Şân Hazretleri

همچنین معروف به ماه‌پیکر سلطان همسر سلطان احمد و مادر ابراهیم یکم، مراد چهارم، شاهزاده سلیمان، شاهزاده قاسم، عایشه سلطان، فاطمه سلطان، گوهرخان سلطان و خان‌زاده سلطان بود. وی خاصگی سلطان احمد یکم بود.

کوسم سلطان مانند خرم سلطان یکی از زنان بسیار با نفوذ عثمانی بود و به برادر احمد یکم، مصطفی یکم، کمک می‌کند به سلطنت برسد و زمانی که پسرانش مراد چهارم و ابراهیم یکم به سلطنت رسیدند چندین دوره والده سلطان بود.

کاروانسرای والده‌خان را در زمان سلطان مراد چهارم والده کوسم سلطان ساخته است. هدف کوسم سلطان این بوده که درآمد این کاروانسرا وقف مسجد چینی‌لی بشود که در اسکودار خود ساخته بود. در کتاب حدیقه الجوامع اثر ایوان سرایی حسین افندی نوشته شده که مسجد چینی‌لی که آن را والده‌خان ساخته است، درآمدش براساس وقف کاروانسرای والده‌خان بوده است.

 

 

سریال ماه پیکر :

گفته شده این سریال ادامه سریال حریم سلطان می باشد که در مجموعه فیلم قرن باشکوه  ( The Magnificent Century ) ساخته شده و از خاندان سلاطین ترکیه برداشته شده است . در این فیلم برن سات در نقش کوسم سلطان ( به ترکی : Kösem Sultan ) همسر سلطان احمد و مادر ابراهیم یکم ایفای نقش می کنه .

برن سات قراره نقش کوسم سلطان رو در سنین ۱۶ تا ۲۰ سالگی اجرا کنه و احتمالا در فصل اول این سریال حضور خواهد داشت . یه نکته در مورد کوسم سلطان هست که جالبه بدونین ! سلطان احمد یکم ، کوسم سلطان رو خیلی دوست داشته و بسیار بهش عشق می ورزیده .

خلاصه داستان جدیدترین قسمت های این سریال را می توانید هر روز در این مطلب دنبال کنید. این مطلب هر روز به روز می شود.

هفت قسمت پخش شده اخیر سریال ماه پیکر

می توانید خلاصه داستان ها در وبلاگتان کپی کنید!

 

 خلاصه داستان قسمت 106 سریال ماه پیکر

قسمت106سریال ماه_پیکر -شنبه18دی ماه
مراد در شورا میگه دیدیم که چندبار شورش شد و به من و اهالی اهانت شد و متوجه شدم که بعضی از افرادم که بهشون جونمو سپرده بودم به من خیانت کردن و سردسته ی شورشی ها بودن،مثلا وکیل مطلقم، مصطفی آقا، توپال پاشا رو میندازه جلوی مراد
گوهرسلطان و پسرش هم اومدن به قصر و در کنار کوشم و عاتیکه سلطان نشستندسلیم(پسر گوهر)میگه که دیشب سرورمان اومد خونه ی ما/کوشم تعجب میکنه/گوهرسلطان:منم تعجب کردم ولی با شوهرم حرف داشتن/عاتیکه سلطان:نصفه شبی چه ملاقاتی بوده،سرورمان که خوشش از توپال پاشا نمياد،چون همه جور مکر و حیله ای داره شوهرت/گوهرسلطان:اینا همش تهمته که به پاشامون از سر حسادت زده میشه،شوهرم هرکاری میکنه برای دولت و خاندان انجام میده
توپال پاشا جلوی مراد زانو زده و میگه:سرورم همه اینا تهمته باور نکنید،من داماد خاندان هستم چطور ممکنه خیانت کنم! اگه نخواسته اشتباهی ازم سر زده منو ببخشید…مراد گُرزشو رو برمیداره و میزنه تو سر توپال پاشا و سرشو متلاشی میکنه😨..بعد هم گرز رو بالا میگیره میگه من سایه ی خدا روی زمین هستم،صاحب این دولت منم،اگه بین شما بازم کسی هست که شک داره شمشیرشو برداره و بیاد جلو…هیچکس حرفی نمیزنه همه به مراد احترام میزارن
کشتی پرنسس فاریا به کشتی های عثمانی میرسه،عثمانی ها میخوان بهش حمله کنن که فاریا ميگه پرچم سفید رو بالا ببرید،عثمانی ها هم با دیدن پرچم سفید حمله نمیکنن
حاجی آقا متوجه میشه که وزیراعظم کشته شده و سریع میاد و به کوشم میگه سلطانم سر وزیراعظم زده شد اما حواسش نیست که گوهرسلطان تو اتاقه،گوهر هم با شنیدن این خبر شوکه میشه
مراد مقام وزیراعظمی رو به محمت پاشا میده بعد هم به محمودپاشا میگه تو دست راست توپال پاشا بودی اما از اشتباهش چشم پوشی کردی و شریک جرمش شدی، مراد سربازا رو صدا میزنه و میگه بکشیدشاولیا چلبی هم اونجاست و تمام اتفاقات رو مینویسه…مراد به بایرام پاشا مقام محمودپاشا رو میده..این وسط فقط سینان پاشای خائن جون سالم به در میبره.
مراد داره برمیگرده به حرم که گوهرسلطان با عصبانیت صداش میزنه و میگه: دیشب وقتی اومدید تصميمتونو گرفته بودید که اونو بکشید و منو بیوه کنید و پسرم رو یتیم..اما هیچی نگفتید و فقط با خنده ما رو بغل کردی..فریبمون دادید/مراد دستشو میزاره رو صورت گوهرسلطان و نوازشش میکنه و میگه شوهرت یه خائن بود،مثل همه خائنین به جزاش رسید و میره تو اتاقش

مصطفی آقا به گوهرسلطان میگه غم آخرتون باشه/گوهرسلطان:بدون هیچ خجالتی میگی غم آخرتون باشه،این چیزی بود که تو میخواستی،تو شوهرمو مثل یه دشمن دیدی و بهش تهمت زدی و آخرشم سرورمان اونو کشت،گوهر گریه میکنه و میگه همش تقصیر تو بود که یکدفعه از حال میره و میوفته تو بغل مصطفی آقا
در دریا:فرمانده ی کشتی های عثمانی به فاریا میگه شما کی هستید؟/فاریا:من پرنسس فاریا از مجارستان هستم شما کی هستید؟/فرمانده: من کماندار مصطفی آقا از ارتش عثمانی هستم،چرا اومدید اینجا؟/فاریا:من باید سلطان مراد رو ببینم میتونید منو ببرید پیششون
کوشم به اتاق مراد میره(دوستان در این فصل یه قسمت هایی از قصر نشون داده میشه که در فصل قبلی اصلا نشون نمیداد،به این صحنه ها توجه کنید)کوشم به مراد میگه چرا با من مشورت نکردی؟/مراد:برای زدن سر توپال خائن نیازی به مشورت با شما نبود/کوشم:سر اون واسه من مهم نيست من دلیل داشتم که تا حالا اونو زنده نگه داشتم چون میخواستم بفهمم برای کی کار میکنه اما بخاطر تو دیگه نميتونیم بفهمیم/مراد:من امروز آتشی درست کردم که تمام دشمنان پنهان و آشکارم در اون میسوزن،حالا اونا باید بترسن نه شما/کوشم:سی ساله در این قصرم،در این ده سال آخر خودم دولت رو اداره کردم،هم مرگ رو دیدم هم خیانت رو،تا بحال از کسی نترسیدم و نمیترسم/مراد:اگه اینجوریه پس کنارم باشید بدون دخالت کردن راجع به تصمیماتم/کوشم:از من نخواه که دخالت نکنم چون منم نایب السلطنه هستم/مراد:شما دیگه نباید بدون اطلاع من کاری انجام بدید چون نایب تختی هستید که تنها صاحبش منم/کوشم میره کنار مراد میشینه و میگه وقتی بهت نگاه میکنم یاد برادرت سلطان عثمان میوفتم این منو خیلی ناراحت میکنه،کوشم اشک میریزه و با ناراحتی از اتاق میره…مراد هم یاد عاقبت عثمان میوفته که چه بلایی سرش اومد
کماندار مصطفی آقا به قصر میاد و به دیدن مراد میره و میگه پرنسس فاریا با کشتیشون در اسکله هستند و میخوان شما رو ببیننیه گروه سرباز میرن سراغ فاریا و میگن ما رو سلطان مراد فرستاده که شما رو به قصر ببریم،فاریا هم خوشحال میشه اما اون سرباز مشکوک میزنن و فاریا متوجه میشه و میگه شما کی هستید؟یکی از سربازا میخواد دست فاریا رو بگیره بزور با خودش ببرتش که فاریا نمیزاره و اون سربازا با فاریا و افرادش درگیر میشن

فاریا شمشیر میکشه و میجنگه و در این صحنه نشون میده که فاریا پرنسسی جنگجوست،فاریا آخرین سرباز رو میکشه اما یه نفر رو گردنش شمشیر میزاره و فاریا برميگرده و سریع به سمت اون مرد خنجر میکشه اما اون مرد کسی نیست جز سلطان مرادیکی از افراد مراد صداش میزنه: پادشاهم…فاریا با شنیدن این حرف سریع زانو ميزنه…سلاح دار مصطفی آقا میگه این مسیحی هستند که لباسای سربازای ما رو پوشیدن…فاریا میگه کاتولیک ها میخوان منو بکشن من به عدالت شما پناه آوردم سرورم….مراد در کشتی با فاریا صحبت میکنه و میگه عموم پدرمو کشت و بعد از اون مادرم به سلطنت رسید اما عموم مادرمو از سلطنت برکنار کرد و میخواست اونو بکشه اما فراریش دادم و الان در یه جای امنه،من اومدم اینجا که از شما کمک بخوام/مراد به افرادش میگه باید این مسئله رو بررسی کنید بعد هم مصطفی آقا به فاریا خبر میده سلطان مراد گفتند که فعلا اینجا مهمان ما هستید و بهتون آسیبی نمیرسهسینان پاشا به دیدن همون کسی میره که دشمن مراده و ازش دستور ميگيره،اونم بهش میگه پرنسس فاریا اومده میخواستیم اونو بکشیم ولی نشد اون یه نامه همراهشه که اگه بدست مراد برسه سر همه ی ما به باد میره اون نامه رو پیدا کن…پایان

 

 خلاصه داستان قسمت 107 سریال ماه پیکر

خلاصه داستان قسمت 107 سریال ماه پیکر
خلاصه داستان قسمت 107 سریال ماه پیکر

قسمت چهارم سریال ماه پیکر 2 قسمت 108 ماه پیکر

سلطان مراد با عصبانیت وارد عرشه کشتی میشه وروبروی فاریا می ایسته ومیگه درسته که تو یه قاتلی!؟فاریا درمونده میگه پس بلاخره فهمیدید
مراد=چون که قاتل بودنتو از من مخفی کردی پس همه حرفایی که گفتیم دروغه!
فاریا سریع جبهه میگیره ومیگه=من دروغ نگفتم اره اونو کشتم چون اون بیشرف میخواست بهم تجاوز کنه منم از خودم دفاع کردم!از اون یه چیزی برداشته بودم یه نامه مخفی که از شما پنهون شده…فاریا وارد کشتی میشه و نامه از صندوق درمیاره وبه مراد میده اما چون به یه زبون دیگه نوشته شده بود سلطان مراد نتونست اونو بخونه وسلاح دارم پیشنهاد داد که نامه به کسی بدن که بتونه این نامه ترجمه کنه!سلطان مراد روبه فاریا میگه اگه از من چیزی پنهون کرده باشی یا دروغ بگی تورو به اونا نمیدم وخودم جونتو میگیرم!
سلاح دار ومراد نامه پیش هزارفن احمد میبرن تا اون براشون ترجمه کنه!اما هزارفن میگه که کمی زمان میخوادتا بتونه اون ترجمه کنه و سلاح دارم بهش میگه که اینا اسرار دولت هستن و نباید دسته کسی بیوفته و از اونجا خارج میشن!سلطان مراد به یه شخصی دستور تعقیب کوسم سلطان داده بوده…اون شخص پیش سلطان مراد میاد ومیگه که کوسم سلطان دیداری با سپاهیان داشته و اما چون نمیتونسته وارد اون مکان بشه پس دوتا از سپاهی هارو تعقیب کرده و شنیده که اونا میگفتن کوسم سلطان بهشون قول داده که مقام هاشون بده واگه اینکارو نکنه سپاهی ها مراد از تخت پایین میارن وکاری میکنن که بایزید به تخت سلطنت بشینه!مراد با عصبانیت از جا بلند میشه وداد میزنه=به همه گفتم که بدون اجازه من هیچ کاری نکنید!اما معلوم بود که همچین کاری میکنند!اون مرد برای اطمینان به سلطان مراد میگه که در نیت خوبه والیده هیچ شکی ندارم مثله همیشه میخوان شمارو حفظ کنن
سلطان مراد تشر میزنه با زیرپا گذاشتن دستوراتم به حرفام گوش میدن؟بایزید میخوان به تخت بیارن..جرعت نگا!سلاح دار برای اینکه بتون مراد اروم میکنه میگه=شاهزاده بازید به این خیانت کارا راه نمیدن ایشون همیشه به شما صادق هستند
مراد=سلاح دار من به خانوادم شکی ندارم امل الان فهمیدم که اگه میخوام یه شاه واقعی باشم نباید حکم هرکس اجرا بشه!خودتون اماده کنید امشب به شکار میریم.به بایزید هم بگید اونم میاد!
سلطان مراد وشاهزاده بایزید بین مردم میرن و روبه گروهی از مردم که نشسته بودن و غذا میخوردن گفتن جادی عثمان کدومتونه!؟
جادی عثمان داد میزنه کی میپرسه!؟و سلطان مراد کلاه شنلشو برداره که جادی با تعجب میگه سلطان مراد که همون لحظه…
همه افرادی که کنار جادی عثمان بودن شمشیراشون از غلاف بیرون میکشن وبه سلطان مراد نگاه میکنن…
فاریا رو به نونو خاتون میگه روزهاست که تو کشتی هستیم میرم بیرون از پشتم در ببندید وبعداز پوشیدن شنل وبرداشتن شمشیرش از کشتی خارج میشه…
سلطان مراد داد میزنه شنیدم اگر من خواسته هاتون ندم منو از تخت پایین میارید وبرادرم بایزید به جای من بروتخت مینشونید!
بایزید نگا گنگی بهشون مینداره که جادی عثمان میگه ما از پادشاهمون راضیم اما خواسته هامونم جای خودشو داره سلطان مراد چشم هاشو تاب میده ومیگه معلومه که گوشهاتون مشکل داره من اون درخواست خیلی وقته رد کردم…سلطان مراد شنلشو در میاره وبطرفشون حرکت میکنه که یکی از سپاهی ها با شمشیر به طرفش حمله میکنه اما محافظای سلطان به همراه سلاح دار از بالا با تبر وتیر اونارو میکشن…جادی عثمان حالا که تنها مونده با شمشیر بطرف مراد حمله میکنه اما سلطان مراد کاری میکنه که جادی عثمان زانوبزنه و شمشیرشو زیر گلوی جادی عثمان میذاره ورو به بایزید که ترسیده میگه=اون روز یادته داداشم!؟داداشه خدابیامرزمون با سلطان چیکار کرد یادته!؟دستشو بست و تو کوچه ها گردندوندش اون روز اونو وحشیانه کشتن…مکثی میکنه و با شمشیر گردنه جادی عثمان میزنه…شمشیر همونجا رها میکنه ونزدیک بایزید میشه=فقط بامن نمیتونن اینکارو میکنن.
دستاشو دوطرف کتف بایزید وحشت زده میزاره وادامه میده=بایزید داداشم ما خاندان آل عثمانیم وهیچکس نمیتونه همچین کاری باهامون بکنه من نمیزارم وبایزید بغل میکنه وهمه از اونجا خارج میشن..
هزار فن هرچقدر میگرده تو کتابا هیچ چیزی پیدا نمیکنه که به وسیله اون بتونه نوشته های نامه ترجمه کنه تکیه اولیا بهش میگه شاید یه کم عقلی مثله تو اون نوشته…تکیه اولیا از جا بلند میشه ومیره بالای طنابا ومسخره بازی در میاره اما حواسش نی و پاش به معجون میخوره واون روی اون نامه مخفی میریزه هردو وحشت زده از جا بلند میشن وتکیه اولیا داد میزنه سلطان مراد کله هردومونو میزنه!
پرنسس فاریا به کلیسا میره وبعد از روشن کردن شمع روبروی مجسمه حضرت مسیح زانو میزنه ومیگه=خدای بزرگ کمکم کن تا خانوادمو از شر اون شیطان نجات بدم و سلطان مراد بفهمه که من حقیقت میگم و ازما مراقبت کنه آمین!
سلطان مراد که متوجه وجود فاریا در شهر شده بود پشت سر فاریا وارد کلیسا میشه وبه حرفاش گوش میده وقتی که حرفای پرنسس فاریا تموم میشه برمیگرده که متوجه وجود سلطان مراد میشه! ومیپرسه=چطور منو پیداکردین!؟
مراد=من تورو پیدا نکردم تو اینکارو کردی با اون همه محافظ تونستی فرار کنی..تورو تو دست نگه داشتن سخته هردو بطرف هم حرکت میکنن
فاریا=هیچ شکی نداشته باشید من روزهاست که تو کشتی هستم خیلی دلم تنگ شده بودخواستم کمی بگردم که اومدم اینجا دعا کردم،اصلا فکر نمیکردم که اینجا باشما روبرو بشم…
ولبخندی به سلطان مراد میزنه وسلطان مرادم با لحن خاصی میگه=چون پرنسسمون دلش تنگ شده پس بگردیم! وهردو از کلیسا خارج میشن!و سوار اسب هاشون به جنگل میرن…
بعد از کمی اسب سواری وگشت زدن سلطان مراد از اسبش پایین میاد وپرنسس فاریاروهم بغل میکنه و از اسب پایین میاره😍❤️
مراد=توشمشیر زنی ماهری وتو اسب سواری هم زرنگ!
فاریا تک خنده ای میکنه=شماهم خوبین!
هردو به هم خیره میشن و سلاح دارهم با نیمچه لبخندی نگاهشون میکنه!
سلطان مراد به همراه عایشه وپسرشون احمد در اتاق نشستن که مراد احمدو بغل گرفته وبعد از اینکه باهاش درمورد علاقه اش به اسبا حرف میزنه رو به عایشه میگه=توچطوری عایشه!؟چیزی شده!
عایشه=بخاطرتو نگران شدم دیشب به قصر نیومدی خیلی ترسیدم اما شکر حالت خوبه!
مراد موهای احمد نوازش میکنه وبه عایشه بی توجهه که عایشه میگه=کجا بودی!؟
مراد نگا عمیقی بهش میندازه ومیگه=با کارهای دولت مشغول بودم..
عایشه همراه احمد از اتاق مراد خارج میشه وبعد از سپردن احمد به خدمتکارا بطرف اتاق سلاح دار حرکت میکنه و وارد اتاق میشه…سلاح دار از روی صندلی بلند میشه وروبروی عایشع می ایسته=سلطانم چیزی شده!؟
عایشه=سلاح دار حال عالی جناب دو جور هست شب از قصر میره وهیچکس نمیدونه اون کجاست جزتو!
سلاحدار=چیز خاصی نیست که نگرانش باشید..کارهای دولت..
عایشه=شب چه کار دولتی وجود داره!؟یا با این پرنسسی که جدید اومده،با اون بوده!؟فاریا
سلاحدار=شما نگران نباشید سلطانم جای شما تو چشم عالی جناب یه چیز دیگه اس!
عایشه=یعنی با اون بود
سلاحدار سکوت میکنه که عایشه از اتاق خارج میشه!
دروازه باز میشه و تعداد زیادی از سپاهی ها وارد شهر میشن..
کوسم سلطان رو به حاج اقا میگه که شنیدم بازار به دریای خون تبدیل شده حاج اقا=عالی جناب اون کسایی که دیروز باهاشون حرف زدید کشتن!گفتن که همه جلوی واده جمع بشن ویه نامه ای هست که باید اون بخونم!
کوسم=چه دستوراتیه!؟
حاج اقا=والا خبری ندارم!
محمد پاشا برای مراد خبر میاره که سپاهی ها در میدان آت جمع شدن ومیخوان که مقام هاشون داده بشه!
بایرم پاشا=معلومه که بطرف قصر میان امرتون چیه سرورم!؟
سلطان مراد از روی صندلی بلند میشه ومیگه=پاشاها این دستورمه فورا به پیرهای سپاهی وبه آقاهای جدید وعلما خبر بدین!همه در بابوساله جمع بشن میخوام بررسی کنم اهالی هم بیان اوناهم باید شاهد باشن..
سلطان مراد درحال نماز خوندن هستش وبا خودش تکرار میکنه من سلطان مراد از سلطان احمد هستم واز والده کوسم سلطان زاییده شدم دربچگی از دردهای این دنیا دیده وسیر شده وبه تخت رفته وبه سلطنت رسیده همون مراد من مراد بخاطر حرص وزور والیده اش محکوم شده شجاعت فهمیدگی و…رو نیست فتح کرده دراین راه اقتدار اونایی که دوسشون داره رو قربانی کرده به خودش وظیفه داده که مرادی که به سختی مقاومت کرد مرادی که سختی وظلم رو کنار زده من مراد اگر میخوام یه شاه خوب باشم اولا باید حقم باشه اندازه سوزن به دستوراتم مشترک بودن رو قبول نخواهم کرد…کوسم سلطان در اتاقی که برگزیده ها هستن در صدر مجلس روی صندلی نشسته و اتیکه وگوران سلطان به همراه بقیه برگزیده ها دورشو گرفتن.حاج اقا روبروی همشون نامه ای که سلطان مراد بهش داده برای همه میخونه=با نایب سلطنت بودنم دولت آلیه رو با فداکاری بزرگ تا 10ساله به دست نیاوردم موفقیت بزرگ به والیدم کوسم سلطان بعد از روزی که بر تخت رفتم وکارهاییی که بعد از اون کردم شخصا وبه اسم زیرنظرهام تشکر میکنم اما بخاطر حادثه های اخری مجبور به تغییر نظام شده ام بعداز این به نایب بودن والیده کوسم سلطان خاتمه میدم…
سلطان مراد لباس مخصوصشو پوشیده و بطرف حیاط قصر میره وروی صندلی میشینه همه افرادی که در حیاط هستن تعظیم کوتاهی میکنند وسلطان مراد در دلش میگه=من مراد کسی که قلب وروحش مثل دریای کیزیل به دو قسمت تقسیم شده مرادی که موسی رو از دست داده عهد کردم هرکس که به من وخاندانم اون همه ظلم وستم رو جایز ببینه همه زورگویان جیگرشونو دربیارم وخونشونو بنوشم وبا زمین یکسانشون کنم…

 

قسمت پنجم سریال ماه پیکر 2 قسمت 109 ماه پیکر

کوشم بخاطر برکناریش از نایب السطنت عصبی میشه به اتاقش میره و همه چیزو میشکونه…
همه سربازها جمع میشن و مراد میاد میشینه رو تخت که شیخ السلام براش قرآن رو میاره که مراد دستش میگیره و میگه این قرآن کریمی است که از حجاز مصر فرستاده شده پروردگارم در سوره نسا می فرمایند که ای کسانی که ایمان آوردید از خدا اطاعت کنید از پیامبران و بزرگانی که هم نوع شما هستن اطاعت کنید و بازم می فرمایند اگه یه فقیرحبشه ای هم روی شما امر کنه تاوقتی که شمارو به کتاب خدا اعزام میکنه ازش اطاعت کنید ای عمت محمد شما از اونایی نیستین که باور کردین؟!پس چراازم اطاعت نمی کنید بندگان ینی چری چرا ازظلم و ستم دفاع میکنید چرا درمقابل شورش چشم پوشی میکنید
همون لحظه کمانکش داد میزنه شما نماینده ی خدا رو زمین هستین ما با پادشاهمون مخالفتی نداریم دوستش دوست ما دشمنش دشمن ما ما از پادشاهمون اطاعت میکنیم
مراد=سپاهیان من بخاطر مخالفت هایتان دولت و سلطنت دچار ضعف شد اموال اهالی رو دزدیدن اهالی رو داغون کردن تعدادتون به چهل هزار نفر رسید اما همه مقام هایی که خواستین همشون هرپانصد مقام شدنی نیست حقوق رو میخواید چیکار؟! ازرعایت هادزدی میکنید وقتی که رعایتی نباشه مخارج رو از کجابیاریم چطوری حقوق سه ماهتون رو بدیم
راهزن=مادر مقابل پادشاهمون اسم یاغی روقبول نمی کنیم کسانی که با بی ادبی روی پادشاهمون فشارآوردن مورد رضایت ما نیستن ماقادر به زندانی کردن اونا نیستیم
کوشم با عجله میاد و از توی برج نگاه میکنه…
مراد=پس باید راهزن هاتون رو جدا کنید و تحویل بدید
راهزن ها جدا میشن که مراد میگه ای عمت محمد درحضورت شهادت شما بندگان ینی چری سپاهی علمام بیان کردن به من که وفادار پادشاهشون هستن اما این کافی نیست جلو چشم همه ،باید هرکسی دست بزاره روی کتاب مقدس و جلوی همه قسم بخوره
رئیس هردسته میان و دست میزارن رو قرآن و قسم وفاداری میخورن…
مراد از تخت سلطنتی بلند میشه و داد میزنه من که پادشاه دنیا خلیفه ی روی زمین سلطان مراد خان دوره ی فتوحات رو از نو شروع میکنم ظلم و ستم رو به اتمام میرسونم نظام عالم رو تاسیس میکنم و به اداره کردن این دولت بزرگ با عدالت رو واسه پخش کردن پرچم اسلام در کل دنیا می جنگم درحضورخدای بزرگ درشهادت شما بندگان قسم میخورم ولله به لله قسم میخورم!!!
همون لحظه کل سربازها علما و غیره تظیم میکنن!
فاریا روی کشتی نشتن که به نونو خاتون میگه بابام هم چندین سال پیش سرکاتولیک های مجارستان فرار کرد چقدرعجیبه مگه نه مادام!؟من و بابام یه سرنوشت رو تجربه میکنیم!
نونو=باباتون گرال پادشاه خیلی جسوری بود برگشت و در راه باورهاشون جنگید طبق همین کاری که شما می کنید
فاریا=هیچ شکی نداشته باش که میجنگم مردم خودم رو از دست اون عموی ظالمم نجات میدم
نونو=پرنسس تنها راه این سلطان مراد هست نمیدونم دیشب چه اتفاقی اوفتاد اما
همون لحظه سلاحدار میاد و میگه اومدن ببینم نیازی دارید یانه که فاریا میگه نه نیازی نداریم تونستید راز اون نامه ای که بهتون دادم رو بفهمید
سلاحدار=شما اینو ازخودش بپرسید چون امشب برای دیدن شما میان…
حاجی میاد به مطبخ و به آتش کالفا میگه کوشم سلطان هرچی توی اتاق بود رو بهم ریخته
آتش=ای وای آینه سنگی رو هم شکست؟!
حاجی=پودرش کرده زود باش دخترا رو بردار برو تمیز کن!
آتش=خدای من این چندمین آینه هست چندمین آینه؟!هزارتا
سینان پاشا میاد پیش خیانت کارا:
رئیس خیانت کارا=سلطان مراد به همه گفته قسم وفاداری بخورن و نایب السطنه والده خودش رو به اتمام رسونده اگه هرچه زودتر وارد عمل نشیم ماربزرگ میشه و مارو نیش میزنه!
سینان=سلطان مراد میخواد یه پادشاه واقعی باشه اما تاوقتی که کوشم سلطان زنده هست این غیر ممکنه اگه طرف پسرش هم باشه قدرتش رو به کسی نمیده
راهب لورزنو=یعنی مادر و پسر باهم دشمن میجنگن !خوب پرنسس فاریا چی میشه به کنسول بزرگ چی حساب پس بدیم؟!
سینان=اگه پرنسس فاریا رو پس ندیم فقط یه راه چاره میمونه راهب لورنزو مرگ!
کوشم با عصبانیت میاد دم اتاق مراد که مراد داره با آقا یحیی حرف میزنه و به خدمتکار میگه به والدم بگو بعدا بیاد کوششم باعصبانیت درو باز میکنه میاد داخل (درس مثل قدیما که میرفت اتاق احمد بدونه اجازه😂)
آقایحیی از اتاق بیرون میره که کوشم میگخ سی ساله که من زیر این گنبدم یه روزخدا هم نشده که دشمن به دولت خاندانم حمله نکنن و تله نزارن همه کارهایی که حتی قل شیطان هم بهش قد نمیده کردن اما اولین باره اولین باره که دارن منو با فرزندم امتحان میکنن
مراد=اونقدر منو نمیبینید که اونقدرمنو باور ندارید که نایبی شمارو به اتمام میرسونم حتی فکرمیکنید این کار دشمنان شماست!
کوشم=البته که اینجوریه فکرت رو منحرف میکنن تحریک میکنن میخوان تو رو دشمن من کننن چطورمیتونی!؟چطورمیتونی با والده ی خودت اینکارو بکنی؟!
مراد=به شما هشدار دادم گفتم بی خبرازمن هیچکاری نکنید اماشما بایاغی ها مشورت کردید دوباره بهشون قول دادین که مقام بدین اراده منو نادیده گرفتین
کوشم=پس دلیلش اینه من به عنوان نایب السطنت رفتم مشورت کنم خواستم خاندان و دولت خودمو حفظ کنم
مراد=باسرخم کردن درمقابل یاغی ها!
کوشم=منو جلوی کسی سرخم نمیکنم و نخواهم کرد توی طبیعت من نیست اینو تو بهتراز هرکسی میدونی! نیت من این بود خواسته ی سیاسیشون رو بدم و تو اولین فرصت سرشون رو ببرم
مراد=نیازی نیست سرخیلی هاشون رو شخصا بریدم
کوشم=کاشکی مال من روهم میگرفتی باور کن کمتر عذاب میکشیدم جلوهم مقام نایب ریاستی منو به اتمام رسوندی انگار که من مجرم هستم حیف به والده خودت این رو روا دیدی؟
مراد نزدیک کوشم میشه میخواد دستاشو بگیره که کوشم میره عقب که مراد میگه والدم قضیه شخصی نیست موضوع مورد بحثمون آینده دولته
کوشم=آینده دولت!؟ من این سلطنت رو ازبابای مرحومت به دست گرفتم دقیقا پانزده سال اول همه ی این بارهارو تنهایی به پشت گرفتم میدونی واسه محافظت از تو وبرادرت هات چندبار مردم!؟ میدونی چندبارسوختم!؟اگه من نبودم نه خاندانی باقی میموند نه دولتی الان اومدی جلوم و ازآینده دولت صحبت میکنی برای من اون دولتی که تو میگویی من هستم من!
مراد=اون دوره تمام شد والده نایب السلطنه شما تمام شد چه قبول کنید که قبول نکنید این یه حقیقته شما به عنوان والده سلطان فقط حرم رو اداره خواهید کرد نه بیش تر از اینو دولت دیگه مال صاحب واقعیه خودشه!
مراد داد میزن آقاها که خدمتکارا درو باز میکنن کوشن داره میره بیرون که برمیگرده به مراد میگه میدونی بزرگترین رویای من چی بود بزرگ شدن تو بود قوی شدنت بود گرفتن بار دولت ازرو دوش من بود وقتش که رسید حاضرکه شدی میخواستم خودم کنار بکشم اما الان..
مراد=هردومون میدونیم اونموقع هیچوقت نمی اومد هرگزتسلیم نمیشدید یه بار از شربت اقتدار خوردید مزش روچشیدید
کوشم=اون شربت برای کسی که ندونه چطوری باید خورد سم پسرم خیلی هاخوردن راه خودشون رو گم کردن کی دربه درشد کی ظالم شد!ستایش خداکه من از اوناش نشدم انشالله توهم اونجوری نشی!

 

قسمت ششم سریال ماه پیکر 2 قسمت 110 ماه پیکر :

کوشم توی باغچش به حاجی میگه پسرم منو خورد کرد به من خیانت کرد کاری که دشمنان هیچ وقت نتونستن بکنن…
مراد میاد پیش هزارفن و اولیا برای نامه که هزارفن بخاطر اینکه رو نامه شراب ریخته نامه رو جلوی نور خورشید آویزون کرده تا خشک بشه که به مراد میگه سلطانم باید یکم دیگه روش کار کنم که نگاش به نامه میوفته که وقتی بهش نور میخوره نوشتههای مخفی پیدا میشن که هزارفن میگه وای پادشاهم پیدا کردم … فاریا و نونو خاتون توی بازارن که عایشه با کالسکه میاد تا فاریا رو ببینه و از دور یواشکی نگاش میکنه سینان پاشا هم اونجاس که داره فاریا رو تعقیب میکنه
که کالسکه سلطنتی رو میبینه درشو باز میکنه و میبینه عایشه توشه…که عایشه میگه سینان پاشا به هیچ عنوان کسی نباید خبردار بشه که منو دیدی سینان میگه میتونید به من اعتماد کنید نگرانی شمارو درک میکنم پرنسس فاریا قابل اعتماد نیست قاتل برادرزادش هست.
هزارفن نوشته رو درمیاره و نامه رو میخونه:این نامه پاپ اروپا شخصا به پادشاهان نوشته شده دعوای بین خودشون رو تموم میکنه و درمقابل عثمانیا به تفاهم میرسن و دعوت میکنه همه زیر صلیب جمع بشن و سرباز عیسی بشن . تو استانبول یه گروه مخفیانه دارن این گروه کلی عضو داره حتی جوری که بعضیاشون مثل توپال پاشا توی رده وزیر بودن متاسفانه فقط اسم توپال پاشا هست سروروم پرنسس فاریا حق داشته.
عایشه میاد پیش کوشم و دارن شام میخورن که میگه نمیدونم چطوری میتونیم از این شر خلاص بشیم که کوشم میگه چه شری که عایشه میگه این پرنسسه فاریا در اصل یه قاتله قاتل برادرزادشه!
فاریا به حموم میره و لباس جدید میپوشه که مراد میاد به کشتی پیشش:
مراد=حق داشتی پرنسس همین قد بدونی کافیه!
فاریا=خوب پس حداقل میدونی که دیگه من دورغ گو نیستم من به وظیفه خودم عمل کردم الان نوبت شماعه که عمل کنید
مراد=یادم نمیاد قولی داده باشم
مراد داره میره که فاریا میدوه دنبالش دستشو میگیره میگه چطوری؟گفته بودی اگه حرفام درست بود کمکم میکنی اگه نبودجونمو میگیری
مراد=آره درمورد اینا صحبت کردیم اما من قولی نداده بودم اصلا بخاطر همین اومدم اینجا پرنسس قول من قوله نگران نباش عموت ایشوان مجازات میشه
فاریا=مطمئن باشید مجازات میشه شخصا اینکارو من میکنم اگه بهم یه ارتش بدی😂
مراد=ارتش!!!مراد همینجوری میخنده
فاریا=چرا حرفای منو جدی نگرفتید!چون یه زنم جرا میخندید من از اون پرنسس های شکستنی نیستم اگه ارتش داشته باشم کسی نمیتونه شکستم بده!
مراد=هیچ شکی ندارم اما
همون لحظه صداهای عجیب از بیرون میاد که مرادمخفی میشه فاریا هم خودشو میزنه به خواب
خائنین کل کشتی رو نفت میریزن وارد کشتی میشن که مراد حمله میکنه بهشون فاریا هم دست به کار میشه
که از دور تیر آتیشی به کشتی میزنن کل کشتبی آتیش میگیره مراد رو یمخوان بکشن که کمانکش نجاتش میده و مرادو کمانکش و فاریا و نونو خودشون رو میندازن توی آب …
یه نامه از خدمتکار برای صلاحدار میاد که توش عاتیکه باهاش قرار گذاشنه صلاحدار میاد پیش آتیکه که آتیکه دست صلاحدارو میگیره و میگه چند روزه خواب ندارم نمیدونم معنیه این احساسات چیه دست صلاحدارو میزاره روی قلبش و میگه ببین چطور میزنه انگار توی درونم جا نمیشه
سلاحدار=اون احساسات خطرناکه میتونه آدمو به پرتگاه عمیق ببره
همون لحظه یکی از سربازا میاد میگه آقا صلاحدار توی بندر به پادشاهمون حمله کردن سلاحدار سریع میره…
سلاحدار به بندر میاد و وقتی میشنوه کماندار سلطان مرادو نجات داده یکم حسادت میکنه همه به قصر میرن فاریا بیهوشه و طبیب ها بالت سرشن که کوشم میاد پیش مراد میگه اینا کی هستن مراد چطور قصد جونت رو میکنن!؟
مراد=قصد جون من رو نه قصد جون فاریا رو کردن!
کوشم=حالا که اینجوریه چطور پرنسس رومیاری اینجا!؟ اگه اونم توبازی باشه چی؟!
مراد=شاید اونجوری باشه شایدم نباشه اما من ترجیح میدم باورش کنم والده!
کوشم=باشه ولی بازم باید تدابیر لازم رو انجام بدیم توی قصر یوسکودار بمونه…

 

قسمت هفتم 7 و هشتم 8 سریال ماه پیکر 2 قسمت 111 و 112 ماه پیکر :

عاتیکه میاد پیش کوشم که کوشم بهش میگه برای شب بخاطر پرنسس مهمونی ترتیب دادم برو به عمارت و پرنسس رو بیار که عاتکیه میگه پرنسس مانند قهرمانی درکنار برادرم شمشیر کشید بلخره براردم کسی که لایقش بود رو پیده کرد که کوشم با عصبانیت به عاتیکه نگاه میکنه عاتیکه هم میگه عفو کنید و میره
همون موقعه گوهران میاد پیش کوشم و بهش میگه:
والدم میخوام به قصرم برم چندین ساله که من در آنجا زندگی میکنم و زندگی خوشی داشتیم حتی با پاشا هم خداحافظی نکردم حداقل اجازه بدید خونمو ببینم
کوشم دستشو میزاره رو صورت گوران و بهش میگه باشه برو
کوشم به اتاق سلاحدار میره و بهش میگه:مصطفی خیلی وقته پیش سرورم هستی و یکی از نزدیکانشی چرا دیشب سرورم را تنها گذاشتی اگر نمیتونی وظیفه ات را انجام دهی با تو چیکار کنم!؟
سلاحدار=سلطانم ببخشید دیگر تکرار نمیشود
کوشم=سلاحدارآقاباید حد وحدودت رو رعایت کنی یادت نره که دور آتش میچرخی!
سلطان مراد میره پیش پرنسس فاریا که پرنسس فریا خوابه فاریا از خواب بیدار میشه:
فاریا=ببخشید متوجه امدنتون نشدم دیشب اگر به خاطر من چیزیتون میشد هرگز خودم را نمیبخشیدم از شما ارتش خواسته بودم ولی جوابی ندادید
مراد=میخواهی از عمویت انتقام بگیری؟!
فاریا=آنجا کشور من است و من باید بالاسر ارتشم باشم
مراد=غیر ممکنه این قضیه تموم شد
کوشم داره میره به عمارت استر خاتون مسئول خزانه دار کوشم که دم کالسکه کماندار رو میبینه میگه چی شده؟!
کماندار میگه از این به بعد به عنوان کدخدا همراه شماهستم فرمان پادشاهمونه
کوشم=بگو میخوام فال گوش وایستم
مراد میره پیش عایشه:
عایشه=دیشب خیلی ناراحت شدم خدا رو شکر که پیشمی اون پرنسس ارزششو داشت؟!
مراد:الان که پیشتم عایشه تو وفرزندانم رو تنها نمیزارم گذشت تموم شد
گوران توی قصرشه و داره به وسایلاش نگاه میکنه که یه نامه رو پیدا میکنه بازش میکنه که سند خونس
همون موقعه سلاحدار میاد در عمارت گوران که گوران از قصر میاد بیرون میگه تو اینجا چیکار میکنی که سلاحدار میگه باید روی خونه تحقیق بشه سلطانم گوران با عجله میره که آتش کالفا به سلاحدار میگه آقا التماس میکنم راضیش کنید یه نامه پیدا کردمیخواد بره به یه عمارتی که سلاحدار سریع میره دنبالش
مراد میره به جلسه دیوان بایرم پاشاه میاد داخل
مراد:کجایی بایرم پاشاه چطور میتونی دیر بیای به دیوان
بایرم:ببخشید بنا به دستورتان سپاهانی رفتیم که قاطی شورش بودن همه فرار کرده بودن و فقط تونستیم بزرگ پاغی ها و چامور رادوان رو گرفتیم
مراد :بیاریدش چطور رادوان همه خیانت کارا به حقشون رسیدن حالا نوبت توست
رادوان:میتونید جانم را بگیرید ولی نمیتونید آتش شورش رو خاموش کنید اینهایی که میخواهن جانتان را بگیرن خیلی به شما نزدیک هستن
مراد:به چه جرعتی به من این حرف رو میزنی؟! این سگ رو ببرید …سر رادوان آقارو میزنن…
گوهران سلطان میره به خونه ای که سندشو پیدا کرده خاتون میاد بیرون :گوهران=تو کی هستی؟
خاتون =به خدا من هیچ گناهی ندارم مرحوم پاشا منو گرفت و این خونه رو گرفت…
که گوران میگه این رسوایی چند مدته ادامه داره که همون لحظه بچه ی 8ساله ی خاتون میاد بیرون…
ابراهیم و قاسم میرن هوا خوری:
ابراهیم=چه هوای خوبیه…قاسم=از این هوا استفاده کن برادر شاید اخرین روزهای عمرمون باشه
ابراهیم:یعنی چی؟ قاسم=سرورمان از وقتی که کوشم سلطان رو یک تهدید میدونه مارو هم مثل عمو مصطفی زندانی میکنه..
سلطان مراد میاد و میگه چی شده؟!
ابراهیم :شما میخواهید ما رو زندانی کنید؟!
مراد:کی همچین حرفی زده؟
ابراهیم:سرورم قاسم مقصر نیست ما داشتیم شوخی میکردیم..
مراد:برو اقامتگاهت…ابراهیم میره که مراد به قاسم میگه تو به ابراهیم چی گفتی ها!؟فک میکنی شمارو توقفس حبث میکنم
قاسم :خیر سرورم ما داشتیم شوخی میکردیم
مراد: فاسم برادر بی غم و آزاد من به عنوان برادرت میتونم بگم این کارت خوب بود ولی به عنوان سرورت انتظار همچین چیزی رو نداشته باش!! می تونی بری…
کوشم میره پیش گوهران:
کوشم=گوهرانم چه شده؟!
گوهران=والده ام پاشا به من خیانت کرده حتی یک زن و بچه داشته…
مراد میره پیش فاریا:
مراد=پرنسس باید چند هفته اینجا بمانی قضیه ی حل شدن اردل چند هفته زمان میبره!
فاریا=چطور بمانم میخوام بروم و مادرم را نجات بدم
مراد=تو اسیر من هستی و به من پناه اوردی بایدبمانی
فاریا=یعنی چی که اسیرم خوب حالا چی میشه مثل بقیه کنیزا منو تو حرم سراتون نگه میدارید!جاریتون میشم!؟
مراد=پرنسس فاریا این موضوع سیاسی هست و به هیچ عنوان چیز دیگه ای نیست!
بایزید داره تمرین تیراندازی میکنه که سینان پاشا براش نامه ای میاره و میگه والدتون حالش خوب نیست حالا که کوشم سلطان از نایب السطنت دراومده با پادشاهمون صحبت کنید شاید پادشاهمون قبول کنه که برای دیدنش برید
فاریا میادپیش کوشم سلطان:
کوشم:پسرم منصرف شده چی تو سرش زمزمه کردی
فاریا :سلطانم من از هیچی خبر ندارم آتیکه سلطان گفت که میمونم
کوشم:سریعا به قصر میری و بعد از چند مدت تو رو میفرستم کشورت…
صلاحدار و سلطان مراد میان به کلیسا و راهب لورنزو رو میگرن که مراد میگه نیت تو بهم ریختن دولت من بوده که راهب میگه این تهمته وه مراد میگه معلوم میشه…
راهب لورنزو رو همینجور شکنجه میدن که میگه صب کنید میگم ولی شرطی داره
بایزید و سلطان مراد بالای پشت بوم برجی هستن و دارن حرف میزنن که بایزید میگه از والدم نامه دریافت کردم وضعیتش خوب نیست اگه اجازه بدین برم ببینمش
مراد=رفتنت غیرممکنه بایزید نمیتونم اجازه بدم اما والدت میتونه بیاد اینجا …بایزید خوشحال میشه و محکم مرادو بغل میکن…همون لحظه سلاحدار میاد ومیگه سلطانم راهب میخواد باشما صحبت کنه..
عایشه مخفیانه میاد پیش سینان پاشا:
عایشه=پرنسس فاریا به مقصد یسکودار داره راهی میشه به نمایندهاشون خبر بدین قبل از رسیدن به کشتی اون خاتون روبگیرن
سینان=سلطانم این خیلی خطرناکه اگه سرورمون متوجه بشه توی دردسر بزرگی میوفتیم
سینان=کوشم سلطان از وضعیت خبر داره؟!
عایشه=قطعا خبر داره پاشا مگه میشه من بی خبر از والده سلطان کاری رو انجام بدم!
راهب لورنزو رو میاد پیش مراد:
راهب=جناب پاداشه عثمانی یه امپراطوریه بزرگه اماطرف مقابل شما هم میتونه یه امپراطوریه بزرگ باشه حتی توی رم هم میتونید حکمرانی کنید کل دنیا کل اروپا میتونه بدون خون ریزی بدون جنگ باید دستتو بی شک قدرتمندترین حکمران تاریخ میشید البته اگه مسیحیت رو قبول کنین
مراد=راهب لورنزو من اشتباه شنیدم خلیفه ی اسلام سلطان مراد رو به مسیحیت دعوت میکنی؟
همون لحظه مراد از لباس راهب میگیره و از پرتگاه پرتش میکنه پایین…
پرنسس فاریا داره میره که کوشمو از بالا نگاه میکنه که حاجی میگه سلطانم نمیدونم کار درستی کردیم یانه ولی سرورمون دعوا میکنن که کوشم میگه من والده سلطانم مسئول حرمسرام برای صلاح حرمسرا اینکارو کردم…

 

قسمت نهم 9 و دهم 10 سریال ماه پیکر 2 قسمت 113 و 114 ماه پیکر :

فاریا راهی میشه بره قصر اسکودار
آتیکه میره پیش کوشم:
آتیکه=والده ام شنیدم پرنسس فاریا رفتهاما سرورمان نمیخواست
کوشم:برو بیرون ودیگه هم هرگزبه حضورم بدون خبرنیا!
سلطان مراد سوار اسبه که براش نامه ای از طرف آتیکه میارن که مراد نامه رومیخونه و متوجه میشه فاریا داره میره سریع میره دنبالش
فاریا توی راه با کالسکه که به کالسکه حمله میکنن چند نفر…
به خونه ی دستر خاتون حمله کردن و دستر نجات یافت و رفت پیش کوشم:
کوشم=چه شده است دستر؟!
دستر=والده ام به خونه ام سپاهی ها حمله کردن
کوشم=چی میخواستن؟!
دستر=گفت به کوشم سلطان بگو سلطان مراد هم مثل سلطان عثمان میبندیم دور شهر میگردونیم تا کشته بشه و به جاش شاهزاده بایزید رو به تخت میبریم!
ادم های پاپا به فاریا حمله کردن
فاریا یکیشون رو میزنه و فرار میکنه د و فرار ولی دوباره میگیرنش که سینان به فاریا میگه پرنسس سریع با من بیاید سینان فاریا رو به یکی از خونه های شهر میبره که فاریا د پاشو میبنده زخمی شده
مراد به کالسکه میرسه ولی میبینه حمله شده و با عجله حرکت میکنه که میرسه به افراد پاپا و میکشتشون
از اونور فاریا درگیر پاشه که سینان از پشت طناب بر میداره فاریا رو بکشه که همون لحظه مراد میاد داخل درباز میکنه که سینان طنابو سریع قایم میکنه:
مراد=فاریا حالت خوبه؟!
فاریا=به کمک سینان پاشاه خوب هستم اون منو نجات داد
مراد=کارت عالیه بود چه خواسته ای داری؟
سینان پاشاه=سلامتی شما برایم مهم تر است
کوشم خلیل پاشاه رو صدا میکنه:
خلیل پاشاه=سلطانم منو احضار کردین؟
کوشم=خلیل پاشاه به خونه ی دستر حمله کردن من و پسرمو تحدید کردن اون سگ ها چطور تو پایتختن!
خلیل پاشاه=ما و پاشاهامون روشون فشار میاریم ولی مخفی میشن..
کوشم :=این غذر نیست خلیل پاشا تو هر سوراخی رفتن همشون رو سریع میگیری میاری خلیل پاشا وگرنه اولین نفر سر تو زده میشه!
همون لحظه بایزید میاد پیش کوشم:
کوشم=خیلی وقته رفتید کنجکاو شدم چه کار میکردید؟
‌بایزید=با برادر پادشاهم میگشتیم خبری اومد که از هم جدا شدیم
کوشم=چه خبری؟
بایزید=معلوماتی ندارم گفتن به قصر بروم با اجازتون
بایزید میره که کوشم میگه بهش دقت کنین بایزید، منتخب عاصی هاست!
خلیل پاشاه=نگران نباشید سلطانم به پادشاهمون صادقانه به خائن ها فرصت نمیده
کوشم=باشه ما بازم تدبیرمونو ادامه بدیم به هیچ کس بعید نیست
آفتاب داره با خودش میگه خدایا فقط یکبارصورت سلطان مرادو ببینم همون لحظه سلطان مراد از حرم خاتون ها رد میشه که دهن آفتاب باز میمونه…😂
مراد میره پیش کوشم:
مراد=همین امروز با هم صحبت کردیم قرار بود پرنسس نره تا پشتمو برگردوندم شما فرستادینش کسی که تحت حمایت منه تسلیم دشمن میکنید
کوشم=همچین چیزی ممکنه؟من فقط فرستادمش قصر اسکدر
مراد=راشو زده بودن میدونستن از چه راهی میره ذاتا که نمیخواستینش میخواستین از این راه از شرش خلاص بشید
کوشم=دمقابلت کی هست من والدتم! والده کوشم سلطان نه دیروز نه امروزچیزی برعلیه دولت نکردم و نمیکنم!
مراد=درسته نمیکنید چون فک میکنید چون همه کاراتون فکر میکنید به نفعه دولته !
کوشم=باچه خشمی بهم نگاه میکنی چقدرالکی ناراحتم میکنی! متاسفم برات نمیدونم چیکار کردم که تو رو به این اوضاع انداخته
مراد =والده ام!
کوشم=باشه باشه اگه راحت میشی بگم رو سرتمام فرزندانم قسم میخورم کسی که پرنسس رو به اونا معرفی کرد من نیستم!
مراد=باشه چرا فرستادیش اسکودار چرا تصمیم منو هیچ فرض کردی؟!
کوشم=به عنوان والده سلطان وظیفه ام رو انجام دادم،قواعد قصر این است
مراد=از این به بعد قواعد عوض میشود و فاریا میماند
و شما کسی که اینکارو کرده پیدا میکنی و میکشیش وگرنه وبالش گردن شماست!
کوشم=فاریا عقل از سرت ورداشته دشمناتو فراموش کردی امروز به خونه ی استر حمله کردن…
فاریا روبه قصر میارن که عایشه میبینه و عصبی میشه که خدمتکارش میگه اشتباه کردیم سلطانم حقیقت به زودی مشخص مبشه که حاجی آقا میفمه که عایشه نقشه کشیده برای فاریا!
عاتیکه و فاریا پیش هم هستن:
فاریا=به شما منت دارم اگر شما نمیگفتیم الان اینجانبودم
عاتیکه=تو هم مقاومت کردی؟!چجوری مبارزه کردی به من هم یاد میدی؟
فاریا=با کمال میال،البته اگر زنده بمانم
عاتیکه=نترس سرورم هر کسی که اینکارو کرده پیدا میکنه و به حسابش میرسه!
عایشه میره پیش سینان پاشاه:
عایشه=چه شده مگر قرار نبود فاریا دیگر برنگردد
سینان پاشاه=ما میخواستیم ولی یکی به سرورمان خبر داده است
عایشه=وای خدای من!
سینان پاشاه=نگران نباشید سلطانم کوشم سلطان کمکتان میکند خودش این نقشه رو کشید مگه نه؟وای سلطانم کار کوشم سلطان نیست شما چیکار کردید؟!
عایشه=ففط کاری رو کردم که ازذهن همه میگذشت اوت یه قاتله جاسوسه تومگه ایناروبهم نگفتی
عایشه=اگر افشا شدی هرگز اسم منو نمیاری
سینان پاشاه=حاشا سلطانم شما هم منو نباید لو بدید سال ها ازتون حفاظت کردم اگه مجبور شدید اسم یک نفر دیگه رو جای من بدید!
سلاحدار کماندار وبقیه پاشا هارو به اتاقش دعوت میکنه و میگه:به خونه ی استر حمله کردن و منو والده ام را تهدید کردن محمد پاشا چطور این وضعیت شد؟
محمد پاشاه=من همه جایی که بودن رو تحقیق کردم
مراد=نتوانسته ای وظیف ات رو انجام بدی به هر کسی شک کردی میکشیش!
حاجی آقا میره پیش کوشم:
حاجی آقا=والده سلطانم ،پرنسس تو قصر مروادیه هست سلطانم
کوشم=همه فکر میکنن من این کارو کردم حتی پسرم
باید زودتر کسی که این کارو کرده پیدا کنم
حاجی اقا=من به یکی شک دارم سلطانم…
حاجی آقا میره دنبال عایشه سلطان:
حاجی آقا=والده سلطان شما رو میخواهن!
عایشه=خیر باشه این وقت شبعایشه پسرشو بیدار میکنه میگه میخوایم بریم پیش والده..
مراد میره پیش فاریا:
مراد:بهتری؟درد نداری؟ فاریا:زیر سایه شما بهترم
اون سنگ ستاره ام که من را از بدی ها حفظ میکرد دیگه نیست هنگام فرار کنده
مراد=دیگر در امانی کسی نمیتونه بهت دست بزنه
فاریا=از بچگی عادت داشتم همش زخمی بودم و مادرم از این کارها خوشش نمیومد
الان نمیدونم کجاست چیکار میکنه؟
مراد=کافیه جاشو بگی سریع افرادم رو میغرستم تا مسئله تموم بشه براش جا آماده کنن
فاریا=من اگه بالاسرش بودم خیلی….
مراد=هیچ وقت این فکرو نکن من بهت لشکر نمیدم
فاریا=چون سربازای شما از خاتون فرمان نمیگیرن
فاریا=باشه میگم ولی اگه بتونن زود برسن
عایشه به همراه پسرش احمد میره پیش کوشم که حاجی میگه شاهزاده پیش ما میمونه!عایشه وارد اتاق میشه:
عایشه=سلطانم با من کاری داشتید؟
کوشم=یک سوال میپرسم راستشو میگی؟تو فاریا رو تسلیم دشمنان کردی؟
عایشه=خیر سلطانم این موضوع چه ربطی به من داره؟
کوشم=خیلی زود معلوم میشه کی این کارو کرده پس الان به من بگو تا کمکت کنم
عایشه=من فقط به خاطر سرورمان…
کوشم محکم عایشه رو سیلی میزنه!
عایشه=سلطانم لطفا به سرورمان نگویید بفهمد منو زنده نمیگزارد به من رحم نمیکنید به فرزندانم رحم کنید به احمدم رحم کنید
که کوشم داد میزنه توی کی هستی حتی به ذهنمم نیومد کار تو باشه به چه جراعتی!!!
احمد میاد داخل ومامانشو میبینه داره گریه میکنه به پای کوشم اوفتاده میگه مامان؟ کوشم به احمد نگاه میکنه ودلش میسوزه
حاجی آقا میره پیش کوشم:
حاجی اقا=والده سلطانم رد یکی از عاصی ها روگرفتیم
کوشم=کی بود؟ حاجی آقا:بزرگ عاصی ها
عاتیکه میره پیش گوهران:
عاتیکه=برادرم با ساز پرنسس میرقصه هر چی میگه گوش میده گوهران چیکار میکنی!
گوهران=بدش به من عاتیکه دخالت نکن
آتیکه= اینا شفا نیستن جز خوابوندن کار دیگه ای نمیکنن
گوهران=زجر میکشم عاتیکه چجوری بدون اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده به زندگیم ادامه بدم
عاتیکه=میتونی وقت بچگیام حیرونت بودم با ظرافتت همه رو جادو می کردی جوری که همه بنده هامون پشتت پروانه می شدن بچه بودی دوست داشتم شکل تو باشم خیلی خوشگل بودی
گوهران=حالا که شدی فقط سرنوشتت بهتر از من میشه
عاتیکه=گوهران این چه حرفیه انگار همه چی تموم شدی انشاالله دوباره ازدواج میکنی
گوهران :از من گذشته انشاالله تو خوشبخت بشی..
عایشه تو اتاق سلطان مراد هست که یک گردنبند میبینه و میگه جقدر خشکله…
گومرو آقا سردسته ی عاصی ها وارد خونش میشه که کوشم و پسرشو میبینه توی خونه و تعجب میکنه که پسر گومرو آقا میره که گومرو آقا میگه خواهش میکنم به پسرم کاری نداشته باشید سلطانم اون بی گناه است عفو میخوام
کوشم=خبری از عفو نیست! تویه آشغال پستی که به خاندان عثمانی خیانت کردی بی شک به سزای اعمالت میرسی واما پسرت اگه میخوای زنده بمونه باید جای بقیه خائن هارو به من بگی!
گومرو آقا هیچ حدفی نمیزنه که کوشم دستور قتلشو میده همونجا تو خونش کمانکش میکشتش و کوشم میگه خرج مخارج اون پسر معصوم رو از خزانه شخصیه من بدید…
سینان پیش بایزیده که بایزید میگه بردارم تصمیمش رو گرفته باهمه دشمانش مقابله میکنه همین دیروز یه راهب رو از برج پرت کرد پایین!
سینان=راهبب!!اون غافل حرفی هم زد؟!
همون لحظه یکی از نگهبانا میاد میگه پادشاهمون شمارو خواستن
سلطان مراد داره کشتی میگیره که سینان پاشا میاد :
مراد=میون یه مشت خائن گیر کردیم پاشا معلوم نیست کی دوسته کی دشمن لاکن تواز اونانیستی مگه نه؟!
سینان=شکی به من نداشته باشید سرورم
مراد=البته که ندارم تو نقطه اعتمادمنی حتی مخفی ترین اوراق هم از دست تو رد میشه ذاتا برای همین صدات کردم!یه فرمان مینویسی سریع و مخفیانه میری بوسنی پیش اباذر پاشا درمورد پرنسس فاریا!
کوشم میاد پیش فاریا=
کوشم=بلا به درو چیزایی که به سرت اومد همه رو ناراحت کرد زیرا جونت امانت ماست
فاریا=امیدوارم هرکسی کرده زودتر پیدا بشه وبه سزای اعمالش میرسه
کوشم=خیلی دشمن پیدا کردی دشمنای قوی فاتل کاردینال بودنم جزای خودش رو داره!
فاریا=من راضیم سلطانم
کوشم=تصمیم گرفتم برای امنیتت یه مدت اینجا بمونی بعدش صحیح و سالم برمیگردی کشورت توهم تنها آرزوت اینه مگه نه؟
فاریا=بله تنها آرزوم اینه!

ادامـــــــه مـطـلب
گرافیک و طراحی : پارس تمز

Copyright © 2015 All rights Reserved

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "جدید دانلود" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود.

error: Content is protected !!